گذر که میکنی از این همزیستیِ شلوغ، وقتی که مبهوت میگردی در پی نشانهها، در مکانهایی که میشناسی یا حس میکنی، در عبور از یک خیابانِ عریض، در پرسههای بیهدف در کوچهها، پارکها یا یک مرکزِ خرید، در یک نانوایی، سوار تاکسی، اتوبوس یا مترو، چیزهایی هستند که میتوانی بگویی و آنها که نمیتوانی. آبِدهانی [...]
بایگانیِ ژوئن 2010
تکُه ها
ارسالشده در هذیان ها, افسوس ها در ژوئن 30, 2010 | 8 دیدگاه »
بایگانی
- دسامبر 2011 (1)
- سپتامبر 2011 (1)
- آوریل 2011 (1)
- فوریه 2011 (1)
- ژانویه 2011 (2)
- نوامبر 2010 (2)
- اکتبر 2010 (1)
- سپتامبر 2010 (2)
- ژوئن 2010 (1)
- مه 2010 (2)
- آوریل 2010 (3)
- مارس 2010 (3)
- فوریه 2010 (4)
- ژانویه 2010 (5)
- دسامبر 2009 (1)
- نوامبر 2009 (2)
دسته بندی موضوعی
- هذیان ها (7)
- کافه کتاب (1)
- افسوس ها (5)
- اجتماعی (5)
- ادبی (7)
- دست نویس ها (13)
- دسته بندی نشده (3)
روزانه
کودکان کار
موسیقی
پیوندها
بالاپَر
-
کی چی گفت ؟!
... . در کور و بینا آخرین پناهگاه در 25+1 و ابر شلوارپوش! سمیرا در 25+1 و ابر شلوارپوش! سمیرا در زمانِ من منا در زمانِ من -
آخرین نوشته ها