وقتی که دعوا می کنیم، وقتی که داد و بیداد می کنیم، الکی و بلندبلند، معلوم می شود که یک جای کار دارد می لنگد، بدجوری هم می لنگد. یا حوصله مان سر رفته است یا تو دوباره هوس کرده ای که لج کنی و حرس مرا در بیاوری یا اینکه از من چیزی می [...]
بایگانیِ فوریه 2010
در این باب که «دزدی بوسه عجب دزدی پُر منفعتی است که اگر بازستانند دو چندان گردد»، بر گرفته از رساله ی «بوسه مگر چیست فشارِ دو لب اینکه گُنه نیست چه روز و چه شب» !
ارسالشده در هذیان ها, ادبی, برچسب زده شده لب, منفعت, بوسه, خون, دزدیِ بوسه در فوریه 23, 2010 | 9 دیدگاه »
کافه پیانو
ارسالشده در کافه کتاب, برچسب زده شده کافه پیانو, جهان تازه داستان, داستان های نو در فوریه 16, 2010 | 7 دیدگاه »
اول از همه اینکه کتاب که توی سرازیری می افتد خواندنش چه حالی می دهد! دوم الزاما دلتان را برای کتابی که چندین جایزه ادبی برده و کلی هم دوست و آشنا و مجلات مختلف برایش به به و چه چه کرده اند، صابون نمالید و گرنه مثل من سرخورده می شوید و ممکن است [...]
کودکانه های من کودکانه های تو
ارسالشده در ادبی, دست نویس ها, برچسب زده شده کودکِ درون, آمدن, دلتنگی, درونِ کودک, درونِ کودکِ کودکِ درون, درونِ کودکِ درون در فوریه 9, 2010 | 8 دیدگاه »
امروز دوباره آمده ای پیشم. مثل همیشه از در که وارد می شی هول می کنم، بعد از یه مدت دوری. با شتاب به سمتت میام تا به آغوشم مهمان بشی و مثل همیشه از من فرار می کنی. خودت رو به سرعت از آغوشم رها می کنی. میایی و می شینی همین جا روی [...]
زیباترین
ارسالشده در هذیان ها, برچسب زده شده قاب, آخرین لحظه, بال, زیباترین در فوریه 7, 2010 | ۱ دیدگاه »
+ زیباترین را می جویم؟ – پس راه گم کرده ای؟ + نه، بیرون شده ام! – مقصد؟ + چمن زار سکوت، دریاچه ی آرامش، هنگام طراوت بهار، لغزش های چشمِ ناگهان، دست های پر امید، دل های مبتلا … – اینجا سرد است! + پس کجاست؟ – در پس تقدیر، دو راهی عشق به [...]