خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ فوریه 2010

وقتی که دعوا می کنیم، وقتی که داد و بیداد می کنیم، الکی و بلندبلند، معلوم می شود که یک جای کار دارد می لنگد، بدجوری هم می لنگد. یا حوصله مان سر رفته است یا تو دوباره هوس کرده ای که لج کنی و حرس مرا در بیاوری یا اینکه از من چیزی می [...]

نوشته را کامل بخوانید »

کافه پیانو

اول از همه اینکه کتاب که توی سرازیری می افتد خواندنش چه حالی می دهد! دوم الزاما دلتان را برای کتابی که چندین جایزه ادبی برده و کلی هم دوست و آشنا و مجلات مختلف برایش به به و چه چه کرده اند، صابون نمالید و گرنه مثل من سرخورده می شوید و ممکن است [...]

نوشته را کامل بخوانید »

امروز دوباره آمده ای پیشم. مثل همیشه از در که وارد می شی هول می کنم، بعد از یه مدت دوری. با شتاب به سمتت میام تا به آغوشم مهمان بشی و مثل همیشه از من  فرار می کنی. خودت رو به سرعت از آغوشم رها می کنی. میایی و می شینی همین جا روی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

زیباترین

+ زیباترین را می جویم؟ – پس راه گم کرده ای؟ + نه، بیرون شده ام! – مقصد؟ + چمن زار سکوت، دریاچه ی آرامش، هنگام طراوت بهار، لغزش های چشمِ ناگهان، دست های پر امید، دل های مبتلا … – اینجا سرد است! + پس کجاست؟ – در پس تقدیر، دو راهی عشق به [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.